در جهان هستی تخیل براشون حد و مرزی ندارهیک جعبه گاهی میتونه سفینه ای باشه در فضا و گاهی همون جعبه میتونه وسیله ای باشه برای تخلیه ی هیجانها و ضرب گرفتن، یک چوب شمشیر و بک پتو قلعه ای امن برای پناه گرفتن.زمان کش میاد گاهی ۵ دقیقه انتظار ممکنه براشون ابدی باشه و گاهی یک ساعت بازی مثل برق و باد آنی میگذره.احساسات پشت نقاب ها پنهون نشدن و واقعی تجربه میشن.دنیا براشون پر از چرا ها و کشف های تازست که ما سال هاست از اونها چشم پوشی کردیم.بازی زبان اصلی کودک برای وجود اوست.خوب و بد رنگ نمیبازن و سیاه و سفیدن.امنیت رو بغلی آرامشبخش براشون معنا میکنه.و گاهی مرز بین خیال و واقعیت پلی میشه بین ما و اونها، اما هنوز با این وجود دنیای واقعی و زندگی در لحظه رو میتونیم از اونها یاد بگیریم.

دیدگاهتان را بنویسید